عشق بی قید و شرط

عشق چیست؟‌

عشق، بر احترام مبتنی‌ست. عشق، برای کسی احساس تاسف نمی‌کند، اما سرشار از همدلی‌ست. عشق، چشمداشتی ندارد. وقتی عشق می‌ورزیم، از توقع و چشمداشت تهی هستیم؛ ما عشق می‌ورزیم، زیرا می‌خواهیم که عشق بورزیم. تو وقتی برای من متاسف می‌شوی که برای من احترام قایل نباشی؛ یعنی مرا آنقدر قوی نبینی که از عهده‌ی این کار برآیم. از طرف دیگر، عشق از احترام جدا نیست. من تو را دوست دارم؛ یعنی باور دارم که تو از عهده‌ی عشق برمی‌آیی. باور دارم که تو به اندازه‌ی کافی قدرت انجام این کار را داری؛ یعنی آنقدر خوبی که می‌توانی به موقع دست به انتخاب‌های درست بزنی. اگر زمین بخوری،  دست من هست که دست تو را بگیرد، من می‌توانم کمکت کنم تا برخیزی. من می‌توانم بگویم: “این شفقت و همدلی‌ست، اما، بی‌تردید، احساس ترحم و تاسف نسبت به تو نیست.”

عشق مطلقا مسئول است. هر فکری که به خاطرمان خطور می‌کند، هر عملی که از ما سر‌می‌زند، تبعاتی دارد. ما، به هرحال، با تبعات افکار و اعمال‌مان روبرو می‌شویم. هر انسانی، چه بخواهد چه نخواهد، مسئول اعمال خویش است.

عشق، همواره مهربان است و این مهربانی، تو را سخاوتمند می‌سازد و تمامی درها را باز می‌کند. عشق، سخاوتمند است.

عشق، بی‌قید و شرط است. در راه عشق‌، اما و اگری وجود ندارد. شرطی وجود ندارد. من تو را همان‌طور که هستی دوست دارم، و تو آزادی هر طور که می‌خواهی باشی.

 

مسیحا برزگر

مناسب‌ترین فرد برای تو

تو نمی‌توانی دیگران را تغییر بدهی.

تو یا آن‌ها را همان‌طور که هستند دوست داری و یا دوست نداری.

آن‌ها همان چیزی هستند که هستند؛

تو همان چیزی هستی که هستی.

ما حق ِ آن را نداریم که کسی را تغییر بدهیم،

و هیچ‌کس حق ندارد ما را تغییر بدهد.

تو می‌رقصی و یا نمی‌رقصی.

تو در بستر آزادی ِ خویش شکوفا می‌شوی.

تو باید با خود کاملا صادق باشی؛

آنچه را بگویی که می‌خواهی بگویی،

برقصی اگر دوست داری،

نرقصی اگر دوست نداری.

باید این نکته را بفهمی.

زیرا نکته‌ای‌ست بسیار مهم.

اگر این نکته را حقیقتا بفهمی،

آنگاه خواهی فهمید که دیگران واقعا چه هستند.

بدین‌سان، دیگر معشوق ِ خویش را چیزی نمی‌بینی که دوست داری باشد،

بلکه چیزی می‌بینی که واقعا هست.

ممکن است فکر کنی: “اما چه بر سرم می‌آید اگر من مناسب ِ او نباشم،

یا او مناسب ِ من نباشد؟ “

مناسب یعنی چه؟

دختر ِ مناسب یعنی چه؟

پسر ِ مناسب یعنی چه؟

زن ِ مناسب یعنی چه؟

مرد ِ مناسب یعنی چه؟

شاید مناسب یعنی کسی که می‌خواهد راهی را برود که تو می‌روی،

کسی که با نقطه نظرها و ارزش‌های تو در زمینه‌های عاطفی، ظاهری، اقتصادی و روحی مطابقت دارد.

اما تو چگونه خواهی فهمید که معشوق ِ تو مناسب ِ تو هست یا نه؟

پاسخ این است: تو هرگز نخواهی فهمید.

به همین دلیل است که باید نقش ِ کاشفان را ایفا کنی و ریسک کنی.

اما من می‌گویم که مناسب‌ترین فرد برای تو،

کسی‌ست که او را همان‌گونه که هست دوست می‌داری؛

کسی که تو اصلا دوست نداری تغییرش بدهی.

 

 

مسیحا برزگر

نمایشِ باشکوهِ زندگی

زندگی،

صحنه‌ی نمایشی باشکوه است.

می‌خواهم نمایش زندگیم را خوب بازی کنم!

با تکیه بر تو

و با اعتماد به نفس،

به صحنه‌ی نمایش زندگی وارد می‌شوم.

شوری دارم در دل.

رؤیایی دارم در سر.

نغمه دارم در گلو.

و تو را در کنار خود دارم، خدا!

تو که در کنارم باشی،

دیگر چیزی نمی‌ماند که از آن بترسم.

اکنون،

به کمک تو، ای خدا!

نغمه سر می‌دهم،

زندگی را به آواز می‌خوانم،

و در آوازِ خویش،

عشق را جار می‌زنم.

 

 

مسیحا برزگر

نیایش

خدایا، برای یک زندگیِ پُرشور و شرار، شجاعتم ببخش؛

شجاع‌تر از این می‌خواهم.

پس از تحملِ دردها، قوی‌ترم کن؛

چنان که درخت، پس از عبور توفان.

ای مهربان!

آنگاه که تو به ساقه‌ی شکسته‌ی علفی می‌دمی عنایت خود را،

آن ساقه‌ی شکسته‌ی علف دوباره قد راست می‌کند و می‌بالد.

من هم می‌خواهم قامت برافرازم در هوای پاک تو، ای خدا!

ای مهربان!

بر بصیرتم بیفزا تا ببینم که در دلِ ظلمتِ شب است که خورشید می‌دمد.

سبکبالی یک پروانه را به من عطا کن؛

در شادی و زیباییِ لحظه‌ها، آزادانه به پرواز است پروانه.

دیده‌ام، ای خدا، رودی را که همه باید از آن بگذریم تا سرانجام خود را برسانیم به تو؛ نام آن رود، رنج است.

دیده‌ام، ای خدا، زورقی را که با آن می‌توان رود رنج را به راحتی طی کرد و خود را رساند به تو؛ نام آن زورق، عشق است.

ما سوار بر زورق عشق، با دلی آسوده، از رود رنج‌های بی‌پایان زندگی می‌گذریم و خود را می‌رسانیم به سواحلِ لطفِ بی‌منتهای تو.

 

مسیحا برزگر